برای عبور کردن

گریستن نتوانستم...


نه پیش دوست، نه در حضور غریبه، نه کنج خلوت خود، گریستن نتوانستم...

۱
هوای باروونی
۱۵ دی ۱۳:۴۲
ولی گاهی خوبه
هر چند منم الان این طوریم

پاسخ :

هوم... شاید :)
متشکرم از حضورت [گل]
هوای باروونی
۱۵ دی ۱۳:۴۸
خواهش می کنم(:

پاسخ :

^_^
-v loner
۱۵ دی ۱۳:۵۱
 مرد که گریه نمی کند ... چه بگویم!
طفل زمین خورده ام ، چگونه نگریم؟

پرسشم از راز بی وفایی او بود
حال که پی برده ام چگونه نگریم؟


یه سری به ما هم بزن ! ☑️

پاسخ :

متشکرم از حضورت :)

به روی چشم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

و از این جهت اسم اینجا "برای عبور کردن" است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان