مطمئن نیستم که دلم این سورپرایزو میخواست

یک عمر خودت را جر میدی که فیت یه سری قوانین بشی، همه ی مفاهیم را بر اساس اون قوانین تعریف میکنی،خودِ ایده آلت رو بر اساس اون قوانین میسازی و در مسیر رسیدن بهش هستی که یدفعه متوجه میشی، تمام اون قوانین چرتِ محض بوده اند و به سادگی آبِ خوردن میتونن وجود نداشته باشن و آدم های زیادی هستند که don't give a fuck to that rules، و زندگی میتونه خیلی آزادانه تر و سرمستانه تر از اون قوانین در جریان باشه، حال عجیبی خواهد بود. حال این روزای منه.

+زندگی حقیقتا میتونه پُر از سورپرایز باشه.

++ احساس میکنم واقعا از توی غار دراومده ام، و پذیرش این حقیقت که توی غار بوده ام از همه چیز سخت تره. من خیر سرم کلی کتاب خونده و فیلم دیده و نوشته ام که توی غار نبوده باشم! :(

الهه :)
اینجا من با نوشتن، فکر میکنم، و امیدوارم که این نوشتن ها و فکر کردن ها، از وضعیت و موقعیت فعلی م عبورم بده و در مسیر زندگی پیشم ببره.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان