وای اما با که باید گفت این

که من دارم به سرعت نور، پیر میشم، و هنوز هیچ بعد زندگیم استیبل نیست.

دقایقی پیش حین شونه کردن موهام متوجه اون حجم قابل توجه موهای سپید شدم و حقیقتا یکه خوردم.

این سپید شدن موها در حالی که در دید عموم آپولویی هم هوا نکرده ام که منجر به همچین شکستگی ای شده باشه، منو یاد یه شخصیتی از آشناها میندازه که در چشمم بسیار بی مسئولیت و بی مصرف بود ولی موهای او هم در عین بی مصرف بودنش سپید شده بود، فکرشم نمیکردم یه روزی خودم را با او مقایسه کنم.

 

+ زندگی عجیبه، هنوز باهاش اخت نشده ام.

​​​​

الهه :)
اینجا من با نوشتن، فکر میکنم، و امیدوارم که این نوشتن ها و فکر کردن ها، از وضعیت و موقعیت فعلی م عبورم بده و در مسیر زندگی پیشم ببره.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان