00-09-17

هنوزم که هنوزه من همون دختر کوچولویی هستم که میخوام طبق استانداردها برترین باشم (و البته نمی تونم)، من و خواست دلِ من و نظر من موضوعیت نداره و مطرح نیست و اصلا شاید وجود نداره، حتی در مورد زندگی خودم! مهم نیست که چی رو ترجیح میدم، از چی خوشم میاد، میخوام به چه سبکی زندگی کنم، اصلا شاید تمام اینا را فراموش کرده ام، مهم اینه که من خوب باشم، طبق یه سری معیارهای بیرونی. مهم اینه که من دختر خوبی باشم، مهم اینه که من عاقل باشم و بچه بازی درنیارم! آه، پسر، تا کی؟

 

+ولی یه نکته ی مثبتی که توی این روزهام هست، و حس میکنم یادش گرفته ام اینه که به قول فلانی لای چرخ دنده های زندگی، هدف از چرخیدن را فراموش نکنم. البته برای من دقیقا همین جمله مصداق نداره، یه چیزی شبیه اینه. یاد گرفتم که توی دراما های کوچیک و بزرگی که در طی زندگیم پیش میاد غرق نشم و قدر چیزایی که بدون بودنشون حل شدنِ تمام اون دراما ها هم برام ارزشی نداره رو بدونم (تا زمانی که هستن)، مثلا خونواده، مثلا سلامتی :) شاید خیلی کلیشه ای و خنده دار به نظر بیاد این حرفا، ولی خب حقیقته و به من که کمک کرده مثبت تر بمونم.

کلا در نظر داشتن Big picture همیشه کاراست و خیلی مهمه.

الهه :)
اینجا من با نوشتن، فکر میکنم، و امیدوارم که این نوشتن ها و فکر کردن ها، از وضعیت و موقعیت فعلی م عبورم بده و در مسیر زندگی پیشم ببره.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان