99-12-27

همیشه فکر میکردم به دلیل کمبود اعتماد به نفس، خیلی متواضعانه و توسری خور عمل کرده و میکنم، و البته همیشه فکر میکردم من همونیم که در کمال فهمیدگی و باشعوری به تمام دانسته های خودم شک دارم و ترجیح میدم هیچ زمان اونقدر گستاخ نباشم که نظریاتمو فکت بدونم و بر اساسشون پیش برم، ولی جدیدا فهمیده ام که نوچ اصلا این خبرا نیست من لجبازیم که دومی نداره، و به هیچ وجه متواضع نیستم، و به همون اطلاعات ناقصم خیلی وقتا تکیه کرده و احساس همه چیز فهمی کرده ام، و حتی بقیه رو هم قانع کرده ام که ایمان بیارن بهم. هنوزم این کار رو می کنم.

دلم میخواد اون الهه ی کوشولویی که در عین ساکت و شاید خجالتی بودن، همچنان لجبازترین و در مسیری که میره ثابت قدم ترینه را بگیرم بخورم :)) چقدر عزیز دله این جیگر :)) من خودشیفته ام :) عاشق بچه هایی شبیه خودم هم هستم، بچه های باهوش، ساکت و درونگرا که هیچ کسی هیچ وقت نمیفهمه چه دنیای گسترده ای تو ذهنشون در جریانه، دنیایی که هر کسی نمیتونه بهش راه پیدا کنه.

 

+حس خوبی به سال 1400 دارم، حس خوبی متفاوت از حس های خوبی که به سال های نوی قبلی داشتم، شاید دستاورد من در سال 99، واقع بین تر شدن بوده باشه، و اینکه بالاخره بفهمم چی دقیقا نیاز دارم، چی جای کار داره. حس میکنم بعد از تمام سردرگمی هام، راهم را پیدا کرده ام. با خودم روراست ترم، و این خیلی خوبه.

امسال میدونم که قرار نیست شق القمر کنم، قرار نیست متحول و از این رو به اون رو بشم، و یک الهه ی کاملا متفاوت باشم، میدونم مسیر سختی در پیشه، و تغییر بسیاااار آهسته امکان پذیره، ولی مهم اینه که میخوام و مهم اینه که در این مسیر قرار گرفته باشم.

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان