99-11-4-2

تو خونواده ی ما همیشه خیلی باب بوده که محض همدلی یا آرامش دادن، بهت بگن "این که ارزششو نداره خودتو به خاطرش ناراحت کنی"، نه که حرف اشتباهی باشه یا تاثیر آرامبخش گونه نداشته باشه، فقط مشکل اینجاست که اگه این بشه ملکه ی ذهنت، و اگه هیچ چیزی را به اندازه ی کافی با ارزش ندونی، دیگه اونموقع انگیزه ای برای به دست اوردن چیزی هم نداری.

خلاصه که با این آگاهی، میشه به اون ناراحت شدن، به چشم موهبت نگاه کرد، اینکه هنوز چیزایی وجود دارن که برای نرسیدن بهشون یا به دست نیوردنشون ناراحت میشی، یعنی اینکه هنوز برای خیلی چیزا تو زندگی انگیزه داری، و این خیلی خوبه. :)

 

+نامه نگاری توی اپلیکیشن slowly، باعث شده وقتم برای نوشتن همونجا صرف شه، و اینجا ننویسم، دلم تنگ شده بود برای اینجا. اینجا خیلی آزادانه تر میشه نوشت، اگرچه نامه نگاری هم به اندازه ی همینجا و به طریقی متفاوت باعث میشه خودت را بشناسی.

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

لینک تماس با من، فعاله، برای زمانی که حرفی برای گفتن داشتین.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان