you're needed as you are

"Any room you walk in? walk in like they need you in it.

because they do. You That girl, not that other girl."

 

+بشخصه در این زمینه هم همیشه مشکل داشته ام، بیشتر از اینکه دنبال وارد شدن به فضا ها یا جمع ها باشم، دنبال دلیل گشته ام برای اینکه چرا این جا و این جمع جای من نیست، نه که خودم نخوام تو این فضا یا جمع باشم، صرفا فکر کرده ام که حضور من ناخواسته ست. و برای حضورم هدفِ درست و حسابی ای ندارم.

مزخرفه اینکه انتظار داشته باشی بقیه تلاش کنن نگهت دارن، تو زندگیشون، تو جمع هاشون. بقیه تلاش کنن بهت این حس را بدن که خواسته شده ای، و حقیقت اینه که اونهایی که این کار را هم احیانا میکنن، معمولا پیِ منافع خودشون هستن و میخوان ازت استفاده کنن، و تو این را نخواهی خواست.

چیزی که نیاز داری اینه که این حسِ خواسته شدن را به صورت پیش فرض داشته باشی، فارغ از واکنش هایی که از اطراف می گیری، چون اون واکنش ها هیچ زمان نمیتونن خلاءِ حسی که خودت نداری را برات پُر کنن، برای کسی که دنبالشه همیشه یه دلیل هست، برای اینکه این فکر تو ذهنش راه پیدا کنه که حضورش ناخواسته ست.

اینجاست که بحثِ sussage machine بودن ماهیت زندگی خودش را نشون میده، هر چیزی که میخوای دریافت کنی را لازمه که بدی (بریزی تو ماشین)، اگه حسِ خواسته شدن میخوای، لازمه که حسِ خواسته شدن را داشته باشی، فارغ از اینکه اون بیرون این حس را بهت میده یا نه.

کلا همیشه به طرق مختلف به این رسیده ام که شرطی کردنِ حس های دلخواهت به اتفاقات اون بیرون، احمقانه ست، حس های دلخواه هر زمان که تو اراده کنی هستند، به بیرون گرهشون نزن.

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

در آدرس to-pass.blogfa.com هم در کنار این وبلاگ خواهم نوشت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان