99-9-5

مقاومت درونی ای دارم در برابر اون کارهایی که حین انجامشون یه عوضیِ حق به جانبِ عقلِ کل تو ذهنم دست به کمر ایستاده و از بالا به پایین بهم نگاه می کنه و میگه آفرین دختر خوب، آفرین داری خوب پیش میری، ادامه بده، تو میتونی، ادامه بده، اگرچه سخت.

دلم میخواد هالک وار، بلند شم، گردنشو با یه دستم بچسبم و در حالی که دست دیگه م به دیوار تکیه داره، کله ش را هزار بار بکوبم به دیوار و تریپ چندلر بهش بگم، شات آپ، شات آپ، شات آآآآآآپ! 

من نمیخوام برای خوشِ هیچ عوضی ای غلطی بکنم، نمیخوام انجام وظیفه بکنم، نمیخوام انگیزه م بیرونی باشه، نمیخوام خودآگاه باشم موقع انجامِ کاری، دلم میخواد "خود"ی نباشه.

 

+در جهت یاد گرفتنِ تریپِ راه رفتنِ مایکل جکسون، (فکر کنم) پام داره به یوتیوب باز میشه :)) نه نمیشه گفت کل یوتیوب برام غریبه بوده، ولی خیلی عجیبه که تا به حال کنسرت زیاد نمی دیدم و سرچ نکرده بودم، حالا از دیروز رفتم تو نخ کنسرت، و دارم مایکل جکسون را در می یابم! پسسسر، عجب آدمِ باحالی بوده این بشر. چطور من تا به حال ویدئویی ازش سرچ نکرده بودم، چرا؟ چرا از کنارش بی تفاوت گذشته بودم! آااه. :)) حقیقتا قلبم درد میگیره از اینهمه پروفشنالیتی و جذابیت و کلاس بالای کار، و آاااخ که من هیچ سهمی از هیچ کدوم نبرده ام. این ابنا بشر آیا خودشون هم میدونسته اند که زیادی باشکوهن، غرور خفه شون نمی کرده؟

و همزمان با مایکل جکسون چند تا ویدئو هم از بیلی آیلیش دیدم! در پی کشف اون کیفیتی که قبلا هم ازش حرف زده بودم و باعث شده بود یه تیکه از یه ویدئوش را هزار بار ببینم، و سرنخ دیگری که کشف کردم اینه که این جماعت احتمالا اونموقع که میان بالای سِن، لحظه ای به این فکر نمی کنن که جلوی اینهمه جمعیت ایستادن و باید یه کاری بکنن که این جمعیت خوششون بیاد، فقط و فقط کاری را می کنن که خودشون خوششون میاد.

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان