99-7-13

+منت کشی کردم و خودم را needy جلوه دادم در حالی که حقیقت جز این بود، و تو کفم که چرا؟

کل قضیه ی منت کشی از نظرم ایرادی نداره و اصلا خوشحالم میکنه اینکه یه چیزی باشه که اونقدر بخوامش که به هر نحوی بخوام به دستش بیارم.

ولی الان شرمگینم، به این خاطر که صادق نبوده ام.

هر زمان که حس کنم غرق یک جریانی، جوگیر شدم و خودم را از دست دادم، از خودم شرمگین میشم.

 

++در عجبم از تفاوت احوال خودم از دیروز تا امروز، دیروزی که فکر میکردم جای خالی یه شخص تا ابد توی قلبم، اذیتم خواهد کرد و امروز که از هفت دولت آزادم و اصلا تصور اینکه یه زمان بین من و احدی اتصالی بوده یا در آینده باشه، برام مشکله.

من همیشه تنها بوده ام و تنها خواهم موند، و اولین و آخرین نفری که بهش نیاز دارم و لازمه داشته باشمش، خودم هستم. اینو بعضا فراموش می کنم، وقتی یه سری از آدما تلاش زیاد می کنن برای اینکه در زندگیم هست بشن، یه جورایی انگار یه نیاز کاذب برام میسازن، که آره این باید باشه، ولی بعدش می فهمم، نوچ، حضور هیچ احدی جز خودم لزومی نداره.

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

در آدرس to-pass.blogfa.com هم در کنار این وبلاگ خواهم نوشت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان