99-5-17-2

محدود کردن استفاده م از گوشی حقیقتا قدم رو به جلوی خوبی بود، یه جورایی پیش نیاز هر قدم مثبت دیگه ای بود، این روزا حواسم به اپلیکیشن quality time که بهم نشون میده مصرف روزانه و هفتگیم از گوشی چقدر بوده هست، و وقتی می بینم حتی این هفته ای هم که استفاده م را محدود کردم بازم 22 ساعت یعنی یک شبانه روز کامل، یعنی یک هفتم هفته م و در نتیجه یک هفتم یک سال، را برای گوشی گذاشته ام که نمی تونم اونقدرا هم مفید ارزیابی ش کنم، بدم میاد از گوشی و از اینکه ببینم بیشتر از این داره وقتمو تلف می کنه، و دلم میخواد همون محدودیت را هم محدود تر کنم و به روزی نیم ساعت تقلیلش بدم، خصوصا که دیگه از ارتباطات مجازی نوشتنی هم خوشم نمیاد و فکر نمیکنم دیگه بیشتر از این قابلیت رشد دادنم را داشته باشن. دلم میخواد کم کم برگردم به قبل از تکنولوژی.

البته امروز به خاطر اینکه از یه سری چیزا عصبانی بودم سرجمع دو ساعت توی اینستا و پینترست گشته ام که موجبات نارضایتیمه، وقتی همچین لذتی هم نبرده ام.

 

+خیلی کارها هست که میدونم باید بالاخره انجامشون بدم، ولی جالبه که معمولا در طی روز در خاطرم نیستند و آنچنان ضرورتشون را احساس نمی کنم، و فکر میکنم اینا همه به خاطر ذهنیت اهمال کارمه، که حتما باید تحت فشار باشه و چیزی جز به انجام رسوندن یه برنامه نداشته باشه تا بهشون وقع بده و در خاطر نگهشون داره.

 

++ از اینکه کسی (بخصوص یک دوست) همینی که هستم را نپذیره و ازم انتظار داشته باشه جوری باشم که نیستم، بسیااار بدم میاد و اصلا این نشون دهنده ی اینه که اون دوستی از پایبست ویرانه، طرف انتظار رفاقت با شخصیت دیگه ای را داشته و الان در تلاشه از من اون شخصیت را بسازه.

از اینکه کسی از علایق و سلایقم ایراد بگیره یا مسخره شون کنه، حالم بهم میخوره و به نظرم این آدم شایسته ی هر جور برخورد تندیست در مقابل. وقتی نمیفهمه که قرار نیست همه ی آدما شبیه هم باشن و از یه سری چیز خاص خوششون بیاد. وقتی نمیفهمه این از ادب و نزاکت منه که در مقابل به علایق و سلایقش ایرادی نمی گیرم و سعی می کنم نکات مثبتش را پیدا کنم، و به هیچ وجه به این معنی نیست که سلیقه ی او درست است و مال بقیه غلط.

الهه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

در آدرس to-pass.blogfa.com هم در کنار این وبلاگ خواهم نوشت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان