99-4-23-3

قدرت را معمولا در این دیده ام که مثلا وقتی غمگینم، بگردم و علتش را پیدا کنم و قول این را به خودم بدم که در آینده ای نه چندان دور اون علت را برطرف خواهم کرد، این البته خیلی وقتا حالمو خوب کرده و بهم این حس را داده که همه چیز تحت کنترلمه، و خب کلا وقتی با یک مسئله ی قابل تعریف و قابل حل مواجهی، بهترین پوزیشنی که میتونی در مقابلش بگیری همینه، ولی خیلی وقت ها دلیل عمده یا مسئله ی قابل حلی برای احساسات ما وجود نداره، خود من دقت کردم بعضی روزا یه سری چیزای خیلی خیلی کوچیکِ از بیرون بی اهمیت میتونن حالمو بگیرن، و یه چیز خیلی کوچیک میتونه خوشحالم کنه، و با این حساب فهمیدم که کلا احساسات، خیلی قابل تکیه نیستن و نمی تونن مبنای تصمیمات ما باشن، و خیلی مواقع قدرت در این نیست که بخوای دلیل غم را از اساس کشف کنی و برطرفش کنی، صرفا باید اجازه بدی احساس غم بیاد و بگذره. بی اینکه اصرار کنی دلیل یا راه حلی براش پیدا کنی.

 

+کاملا تصادفی Captain Fantastic 2016 را باز کردم و باز هم تصادفی و بی هیچ پیش زمینه ای برای چند دقیقه ادامه ش دادم و همون چند دقیقه کافی بود تا طرفدار پر و پا قرصش بشم. عالی بود، عااالی، بسیااار حال خوب کن، بسیاااار الهام بخش، و بسیااار دلم خواست عضوی از این خونواده بودم.

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان