99-4-3-4

"بعضی وقتا فکر می کنم شرینک ها (همون روان درمانگر ها) زیادی به ارتباط ها اهمیت می دن. چیزای دیگه ای هم توی دنیا هست. من دوست ندارم با آدمای دیگه ملاقات کنم. من به خوبی اونا را مدیریت می کنم. بعضی از مردم تنهایی را ترجیح میدن."

"حق با توئه. فرض من اینه که ارتباط ها در مرکز همه چیز قرار دارن. به نظر من، ما در درون ارتباط ها قرار گرفتیم و با وجود ارتباط خصوصی خوب، بهتر عمل می کنیم. مثل ارتباط خوب، طولانی و عاشقانه ای که با همسرت داشتی."

 

 

+یه دیالوگ دیگه از کتاب مخلوقات یک روز، از اوناییش که بد رو مخم رفتند. باعث میشه فکر کنم نبود یه رابطه ی خوب تو زندگیم، الان، منو از خیلی چیزا عقب نگه داشته.

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان