99-4-3-3

الان که اینجا دیگه بوی گه تقریبا نیست یا خیلی کمه، و سر و صدا هم قابل پذیرش تره برام و بالاخره بازم به صابخونه گفته ام که صداشو ببُره، و با این حساب چیزی برای مشغولیت فکری و گیر دادن نیست :) تنهایی را بیشتر حس می کنم، نه اینکه بخوام ازش فرار کنم یا به اندازه ی کافی ازش لذت نبرم، ولی لزوم وجود ارتباطات صمیمانه را بیش از پیش می چشم، و در ارتباطاتم قدم ها جلو میرم، ولی انگار این روزا همه بی نیازن از ارتباط باهام، و وقتی تو ذهنم تصمیم میگیرم که منم مثل خودشون خواهم بود، منم قفل خواهم بود، می بینم در این صورت فقط با خودم لج کرده ام.

خلاصه که این روزا به تلافی تمام روزهایی که من ناز کردم و روابطم را ناکافی ارزیابی کردم، حالا همه دارن در رابطه با من ناز می کنن، و منم که برای همه ناکافیم! پووووففف، غلط کرده اند.

الهه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

در آدرس to-pass.blogfa.com هم در کنار این وبلاگ خواهم نوشت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان