99-3-14 (از بلاگفا)

دو تا از چیزهایی که تو خونه م آزارم میدادن حل شدن، 1) بوی گه و 2) اهمیت دادن من به اینکه آیا دوستم دارند یا نه (که حقیقتا دیگه برام اهمیتی نداره).

مشکلات باقیمونده سر و صداهای صابخونه و رفت و آمد های زیاد به این خونه ست، که نمیدونم راه حلشون اینه که با صابخونه حرف بزنم و هی بهش تذکر بدم یا اینکه صرفا سعی کنم خودم را نسبت بهشون بی تفاوت کنم، انگار که وجود ندارند، یا حتی اینکه خودم هم قاطیشون جزئی از سر و صدا بشم، البته یه راه چهارمی هم هست، فرار! اینکه کمتر و کمتر تو خونه بمونم تا کمتر این سر و صداها آزارم بده. در طی هفته ی گذشته راه آخر را انتخاب کردم، زیاد رفتم بیرون و از دیروز هم اومدم خونه ی ننه م. ولی از انتخابم راضی نیستم و میدونم چاره ی مشکل نیست.

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

لینک تماس با من، فعاله، برای زمانی که حرفی برای گفتن داشتین.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان