99-3-2

دل ندادن را به خوبی یاد گرفته ام (بعد از خوندن یکی دو تا پُست از یه وبلاگ این موضوع برام مرور شد، حقیقتا حرف دلِ منو زده بود)، سخت بوده البته به اینجا رسیدن ولی خب الان اینجام همچنون که نویسنده ی اون وبلاگ بود، دل ندادن هم به این معنیست که مگر شق القمر منو وادار کنه که تو ذهنم به کسی نقشی در زندگیم بدم، البته چرا اگه خیلی اصرار کنن، نقش هایی خواهند گرفت، ولی نقششون هیچ زمان کلیدی یا حیاتی نخواهد بود، نقششون چیزی مشابه پیِ نخود سیاه فرستادن خواهد بود.

و این اگرچه ظاهر بیرحمانه ای داره ولی از نظرم به معنی رشده، و مرحله ایست که کم و بیش همه باید بهش برسن، ولی با این اوصاف باز هم بهم حس انتقام گرفتن میده و آه که این حس در این مورد خاص چه اندازه لذت بخشه. :)

الهه :)
اینجا من با نوشتن، فکر میکنم، و امیدوارم که این نوشتن ها و فکر کردن ها، از وضعیت و موقعیت فعلی م عبورم بده و در مسیر زندگی پیشم ببره.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان