To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

99-2-26-3

جمعه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۱۰:۳۸ ب.ظ

با احساس بودن، و دل دادن، اساسا یک تواناییست. مطمئنا آدم های بااحساس زندگی را در لایه های عمیق تری می چشند.

در عجبم از خودم در گذشته ها، که آدم های بی احساس را آدم های قدرتمندی می دیدم، و شاید تلاش میکردم (کرده ام) که یک سری از احساساتم را سرکوب کنم.

بذار از بااحساس بودن و سادگیت، سوء استفاده ها بشه، بذار به گریه بندازنت، به جون بخر تمامش را و همچنان به خودت مفتخر باش که این توانایی را داری و دل بسوزون برای کسایی که فکر می کنن برنده ی ماجران ولی در حقیقت بازنده اند.

 

+و البته فکر می کنم فلسفه بافی هم به نوبه ی خودش توانایی ارزنده ایست، و باعث میشه زندگی در نظرت همین پوسته نباشه. آخه این پوسته خیلی خیلی غیرجذابه.

 

++تا به حالش رشد کردن، پروفشنال شدن، فرار نکردن و روبرو شدن با بدترین وجهه ای که زندگی میتونه داشته باشه، برام در اولویت بوده، ولی از وقتی با این دختر آشنا شدم، حس می کنم یه موجود شادِ بی خبر بودن که همه چیز باهاش ساده ست هم به اندازه ی کافی جذاب و دلخواهه.

۹۹/۰۲/۲۶
الهه :)

تاملات