To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

99-2-26-2

جمعه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۵:۰۲ ب.ظ

تا زمانی که با خودت در صلح باشی، تا زمانی که پُشتِ خودت باشی، مورد ظلم بودن میتونه حتی خنده دار باشه، آزار دهنده نبودن که پیش کش.

 

+من با همه ی عالم و آدم رودربایسی دارم و این، یعنی یک دریچه ی باز برای پذیرش ظلم. این، چیزیست که باید درست بشه.

در حقیقت میترسم از اینکه بقیه را ناراحت کنم، باعث شم قهر کنن و باهام سرسنگین باشن یا رابطه شون را باهام قطع کنن (چون به تجربه بهم ثابت شده در این صورت منم که تنها میمونم نه اونها)، ولی این کاریه که خودم همش در برابر بقیه انجامش میدم، میذارم و میرم، بدون اینکه برای رسیدن به اون چیزی که از ارتباط میخوام، تلاش کنم. و شاید اگه خودم این رفتارمو تصحیح کنم اونموقع دیگه اون ترس را هم نداشته باشم.

۹۹/۰۲/۲۶