To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

99-2-20

شنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۱:۰۹ ق.ظ

اینکه بلد باشی و البته نیاز داشته باشی از آدما استفاده کنی، و سهم حضورشون تو زندگیت را براشون مشخص کنی، مهارتیست بس گرانبها، بخصوص وقتی نیاز داری که گورشون را از زندگیت گم کنن.

در غیر اینصورت مدام پی راهی برای استفاده ازت خواهند گشت.

کلا این فرض که من کاریت ندارم پس تو هم کاریم نداشته باش، تو حیات وحش انسان ها رد شده ست.

ولی من از قاطی شدن با آدما خصوصا وقتی میدونم تلاش خواهند کرد منو هم شبیه خودشون کنن، بیزارم.

۹۹/۰۲/۲۰
الهه :)