To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

99-1-15

جمعه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۹، ۱۱:۱۳ ب.ظ

چی میگه این کافکا در ساحل؟ و چرا تموم نمیشه لعنتی؟

 

بعد نوشت: آره هنوزم نظرم راجع بهش عوض نشده، از این داستان اصلا خوشم نیومد، البته اینکه کتابش صوتیه هم شاید در این بی علاقه بودن من بی تاثیر نیست، حس می کنم معطلم کرده، برای فهمیدن انتهای ماجرایی که اصلا ارزشی نداره و چیزی به من اضافه نمی کنه، اینکه همه چیز اینهمه مبهمه، اینهمه معلوم نیست چه اتفاقی میخواد بیفته، حتی تو یه مکالمه ی عادیشون هم نمیشه حدس زد طرف مقابل چی خواهد گفت، انگار خودِ هاروکی موراکامی هم طرحی تو ذهنش نبوده، صرفا همینجوری خیالبافی کرده و اوردتش رو کاغذ! ریده ای مرد، ریده ای!

۹۹/۰۱/۱۵