99-1-15

چی میگه این کافکا در ساحل؟ و چرا تموم نمیشه لعنتی؟

 

بعد نوشت: آره هنوزم نظرم راجع بهش عوض نشده، از این داستان اصلا خوشم نیومد، البته اینکه کتابش صوتیه هم شاید در این بی علاقه بودن من بی تاثیر نیست، حس می کنم معطلم کرده، برای فهمیدن انتهای ماجرایی که اصلا ارزشی نداره و چیزی به من اضافه نمی کنه، اینکه همه چیز اینهمه مبهمه، اینهمه معلوم نیست چه اتفاقی میخواد بیفته، حتی تو یه مکالمه ی عادیشون هم نمیشه حدس زد طرف مقابل چی خواهد گفت، انگار خودِ هاروکی موراکامی هم طرحی تو ذهنش نبوده، صرفا همینجوری خیالبافی کرده و اوردتش رو کاغذ! ریده ای مرد، ریده ای!

الهه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

در آدرس to-pass.blogfa.com هم در کنار این وبلاگ خواهم نوشت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان