To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

98-12-18-2

يكشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۸، ۰۷:۴۳ ب.ظ

هر بار که خصوصیتی منفی به کسی نسبت میدم، بعدش تا مدتی با خودم درگیر میشم که به خودم ثابت کنم از این خصوصیت مبری هستم، و هر بار شکست میخورم. باید قبول کنم هر چیزی که در دیگران می بینم، حتما به طریقی در وجود خودم هم هست. مثلا این روزا که ننه بابا تو ذهنم متهم به بچگی اند، میتونم مطمئن باشم که خودم هم یک بچه ی تمام عیارم.

۹۸/۱۲/۱۸
الهه :)

تاملات