98-12-17

یه روز اون قبلنا تصمیم گرفتم و همینجا هم از تصمیمم نوشتم که میخوام خودم را مثل یک ناظر بی غرض مشاهده و ثبت کنم درست همونطور که هست، تا در آینده وقتی برمیگردم به نوشته هام ببینم که پیش رفتم و لذت ببرم، ببینم و بخندم به ترس هایی که قبلا داشتم و دیگه ندارمشون. ولی انگار چند وقتیست رفتم تو جاده خاکی، و فقط دارم چرت و پرت ها را شرح و بسط میدم. و دلیلش فکر می کنم این باشه که نمیدونم در چه جهتی میخوام رشد کنم.

تا به حال زیاد پیش اومده که وقتی بعد از مدتها ازم از اخبار جدیدِ زندگیم پرسیدن، و چیز ملموسی نداشتم که بگم، با خودم فکر کردم که خب دستاوردهای من بیرونی نیستن، درونین، در درون تغییر کرده ام، و وقتی ازم خواستن که بگم دقیقا نمود بیرونی اون تغییر درونی، در زندگیم، یا حتی خودِ تغییر چی بوده، من بازم چیزی نداشتم که بگم، جز اینکه به این فکر کردم که من در طی این مدت نوشته ام، نوشته هام میتونن بهم کمک کنن بفهمم چه تغییراتی کردم، ولی بعد اومدم اینجا را هم خوندم و انگار نوچ، اینا هم نمیخوان بهم بگن دستاوردم دقیقا چیه :))

واقعا برام مهمه این روزا، که بدونم دستاوردم چی بوده در طی ده سال اخیر، و از این به بعد میخوام که چی باشه؟ اصلنِ اصلا، دلم نمیخواد باز وقتی ازم میپرسن خب چه خبر؟ هنگ کنم. نه باید کاملا آگاه باشم به اینکه در چه جهتی دارم حرکت میکنم و از کی چقدر پیش رفته ام.

شما چطور؟ دستاوردهای ده سال اخیرتون مکتوبه؟ چهتِ حرکتِ از این به بعدتون چطور؟ اگه هست که خوشا به حالتون و دست راستتون بر سرِ ما.

 

+اون روز دوستم داشت از کسی میگفت که سخنرانی هاشو توی یوتیوب گوش میده و تعریف می کرد که چقدر در فلان زمینه عمیق و قویه و چقدر مطالعه داره و فلان، من هم غبطه خوران تو ذهنم داشتم فکر میکردم که آره منم عمریست همچین چیزی را برای خودم میخوام، مطالعات و تحقیقات بسیار در یک رشته، حرفه ای بودن توش، و واقعا اگه در آینده اینطور نباشم حس میکنم زندگیم را تماما تلف کرده ام.

از دوستم هم پرسیدم که الان به نظرت در زمینه ای مدعی هستی؟ اگه نه دوست داری در آینده در زمینه ای مدعی باشی؟ در چه زمینه ای دلت میخواد مدعی و صاحب نظر باشی؟ جواب اوشون خیلی دلخواه من نبود چون کلا از زندگی چیز دیگه ای میخواد، ولی از اون روز این سوال ها همش بک گراند تو ذهنم تکرار میشن. "من میخوام در چه زمینه ای صاحب نظر باشم؟"

الهه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

در آدرس to-pass.blogfa.com هم در کنار این وبلاگ خواهم نوشت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان