To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

آهنگ

چهارشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۸، ۰۷:۵۳ ب.ظ

+پنج شنبه رفتم یه نمایشگاه کتاب، و در بدو ورود دلم خواست برم مسئولش را سخت بغل کنم بفشارم، نه به خاطر کتاب ها، به خاطر آهنگی که گذاشته بود، و کم و بیش نتونستم هم خودم را کنترل کنم، اگرچه اسلام دست و پامو برای بغل کردن بسته بود، ولی باز هم یکراست رفتم پیش مسئولش و با لبخندی از این بناگوش تا اون بناگوش و با چشمهای قلبی بهش گفتم، آهنگت خیلی خوبه. در فضای اون آهنگ بین کتاب ها قدم زدم و وقتی تموم شد باز رفتم و بهش گفتم میشه بگی اسم آهنگت چی بود، و ایشون بودن:

Babel (Remix)

 

++ یه آهنگ دیگه هم هست که از یکی از کانال های تلگرامی دانلودش کردم، هر بار که گوشش میدم، هر بار که به این تیکه ی And I dream of you میرسه، یه خراش میفته رو قلبم، ولیک باز خستگی ناپذیر و مازوخیست وار گوشش میدم و گوشش میدم و گوشش میدم، ایشون رو:

Where Do You Go

۹۸/۱۱/۳۰