98-11-18-2

درسته هر کسی را تو گور خودش می خوابونن، و من قرار نیست بقیه را قضاوت کنم، یا به سبک زندگی انتخابی شون ایرادی بگیرم یا بخوام اعمال سلیقه کنم، و منم همیشه خودم را کنترل میکنم در این موارد، ولی هیچ زمان نتونستم موضع دوستانه ای داشته باشم نسبت به کسایی که به عرف و قوانین جایی که توش زندگی می کنن پایبند نیستند. در نظر من بیرحمن، چرا من باید مقید باشم و اونها نه؟ چرا تمام اون قوانین باید حک بشن تو ذهن من و اجازه ی تخطی ازشون را بهم ندن، ولی بقیه آزاد باشند؟ چرا منو در محدود بودنم تنها میذارن؟

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

در آدرس to-pass.blogfa.com هم در کنار این وبلاگ خواهم نوشت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان