98-11-4-2

خب مثل اینکه خداحافظی مذکور نه برای تا انتهای مسافرت بوده و نه برای همیشه، چون دقایقی پیش باز بهم پیام داد و مکالمه ای داشتیم، خواست شیطنت بکنه و اجازه ندادم، به جاش وارد بحثای دیگه شدم ببینم کجای کاره و فهمیدم خیلی عقبه، بعد هم به طرز ماهرانه ای ازش کشیدم که مقصودش آیا یک رابطه ی درست و حسابیست یا نه و فهمیدم که نه، و در انتها، هم زمان که داشتم بهش میگفتم که «من در پی نصیحت و سرزنش نیستم و میتونی در هر موردی باهام بحرفی بی ترس از اینکه دردی بر درد باشم»، کل کراشی که روش داشتم از وجودم پر کشید، و خواه ناخواه به لیست سیاه توی ذهنم اضافه شد. واقعا فکر کرده در ارتباطی میمونم که فقط ازم استفاده خواهد شد بی اینکه استفاده ای برام داشته باشه طرف؟ آخه به چه انگیزه ای؟

الهه :)
اینجا من با نوشتن، فکر میکنم، و امیدوارم که این نوشتن ها و فکر کردن ها، از وضعیت و موقعیت فعلی م عبورم بده و در مسیر زندگی پیشم ببره.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان