98-10-30

به نظر میرسه یه ویژگی ای دارم که باعث میشه ملت بی توجه به شرایط خودشون برام ناز کنن.

در حال حاضر کارد بزنی خونم درنمیاد، دلم میخواست میشد همین الان مشروح فکر کنم و بنویسم و سنگامو با خودم وا بکنم و آروم بگیرم، ولی نمیشه چون لپ تاپ عزیزم اینجا نیست، نمیدونم به کدامین دلیل تعارف خواهر گرام را لبیک گفتم و الان خونه شونم.

حالم از آدمای تنبل آویزون، آدمای متوهم، آدمای لاف زن و متملق بهم میخوره.

الهه :)
اینجا من با نوشتن، فکر میکنم، و امیدوارم که این نوشتن ها و فکر کردن ها، از وضعیت و موقعیت فعلی م عبورم بده و در مسیر زندگی پیشم ببره.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان