To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

98-10-26-3

پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۸، ۰۴:۰۵ ب.ظ

بعد از اینکه مسئله را برای یکی دیگه از دوستانم هم توضیح دادم، به این نتیجه رسیدم اگه واقعا قراره ارتباطی وجود داشته باشه (که یه طرفش منم) باید دلخواهِ من باشه، و این دلخواه شدن، جز با حرف زدن و درک کردن و کوتاه اومدن از مواضع، امکان پذیر نیست، و بهتره هر چه زودتر بفهمم طرفم اهل حرف زدن و درک کردن و احیانا کوتاه اومدن و دادنِ حق به من وقتی که واقعا حق با منه، هست یا نه؟ و اگه نیست خب بدونم که قرار نیست اصلا رابطه ای با این بشر داشته باشم و در نتیجه با خودم قرار گذاشتم که بهش بگم که رفتارش آزار دهنده بوده و انتظار دارم (اگه رابطه ای قراره باشه) رفتارتو اصلاح کنی، و گذاشتنِ همین قرار کلی آرومم کرد :) و بیشتر که فکر کردم فهمیدم واقعا هم دلم نمیخواد رابطه ی خاصی با این بشر داشته باشم، پس حتی گفتنش هم لزومی نداره.

میدونی؟ فقط انگار دلم میخواست بهم ثابت بشه که حق انتخاب دارم، و قرار نیست سکوت را اجبارا انتخاب کنم. الان که حق انتخاب دارم و میدونم ترسی از هیچ کدوم از مسیرهای پیش روم نیست، میتونم با بزرگواری تمام، سکوت را انتخاب کنم. زمانی انتخابم جز سکوت خواهد بود که واقعا لازم بدونم برای ارتباطم انرژی بذارم و تلاش کنم. آره چیزی که ممکنه نیاز به اصلاح داشته باشه، نه خودِ آدم ها، که ارتباط من باهاشون هست. و همچنان این روشنه که من قرار نیست بقیه را تربیت کنم ولی ارتباط هام قرار است دلخواهم باشند.

۹۸/۱۰/۲۶
الهه :)

تاملات