98-10-4

یکی از صفحات معمول هر بولت ژورنالی صفحه Habit tracker هست، که عادت هاتو مینویسی و جلوی هر کدوم جدولی با 30 تا خونه به ازای هر روز (در ماه) میکشی (در حقیقت این کاریه که من انجام دادم)، و هر روزی که اون کار را انجام دادی یکی از اون خونه ها را تیک میزنی، حالا من خودم وقتی انجام میدم اون خونه را سبزش می کنم و وقتی انجام نمیدم، قرمزش می کنم.

حالا مقصودم از گفتنِ این، این بود که بگم امروز فهمیدم پر کردن همین صفحه و داشتن همین بولت ژورنال چقدر انگیزه بخشه، و کلا من فکر می کنم رصد کردنِ خودت، باعث میشه از خودت جدا شی، باعث میشه تبدیل بشی به مادرِ خودت، مادری که میتونه هر باری که خوردی زمین، هر باری که از خودت ناامیدی، دستت را بگیره و بلندت کنه، و بهت یادآوری کنه هنوز کلی روز توی این ماه هست که میتونن سبز بشن :)

دیشب از خودم ناامید شده بودم، واسه اینکه این هفته طبق برنامه پیش نرفته بودم، ولی امروز تلاش کردم که حتی الامکان خودم را به برنامه ی مذکور برسونم و تلاشم بسی موفقیت آمیز و دلخواه بود.

 

+دیشب شنیدن یک آهنگ بی کلام، باعث شد برم به گذشته های دور، اون روزایی که کل روزم به چت کردن میگذشت :)) (البته روزهای خوبی نبودن و میتونم با اطمینان بگم سطح شادیم الان نسبت به اون موقع کلی بالا اومده)، ولی در ادامه ی اون فلش بک، اتوپایلوت تو گوگل، چت رومِ فارسی سرچ کردم و رفتم تو، و به دقیقه نکشیده ناک اوت شدم! ملت جدیدا خیلی بی اعصابن، کافیه یه ذره طبق پیش بینی و انتظاراتشون عمل نکنی تا ببندنت به فحش. بعد دیشب موقعی که این جناب فحش هاشو داد تموم شد و در انتهاش هم شکلک از خنده روده بر شده گذاشت، بهش گفتم "خب هنرنماییت تموم شد؟" و این جمله خودمو به فکر واداشت، فحش دادن، هنرنمایی نبود (ینی نیست)، چیزی نیست که کسی بتونه بهش مفتخر باشه، آسونه، خیلی خیلی آسون، مصداقیست از سقوط آزاد (مصادیق سقوط آزاد زیادن)، همه میتونن انجامش بدن، و انجام دادنش بی فایده و بی ارزش و بی فلسفه و بی چراییست. کافیه یه خرده اهل حساب کتاب و دو دوتا چارتا باشی تا دیگه انجامش ندی، چون در انتهاش هیچی عایدت نمیشه، نمیتونی به خودت غره باشی که منم که فحش میدم. پس چرا باید کاری که به خاطرش نمیتونی به خودت افتخار کنی را انجام بدی؟ کاری که بهت این حس را نمیده که تو قدرتمندی؟ کاری که باعث نمیشه حس کنی باشکوهی؟ بشخصه فقط برای اینا زنده ام :) برای اینکه مغرور و مفتخر قدم بزنم، حس کنم حضورم منتیست بر جهان و جهانیان، و قدرتم هر بار تن خودمو به لرزه میندازه! هاهاهااا :))

الهه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

در آدرس to-pass.blogfa.com هم در کنار این وبلاگ خواهم نوشت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان