To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

98-10-3-3

سه شنبه, ۳ دی ۱۳۹۸، ۰۵:۳۵ ب.ظ

دارم فکر میکنم به اینکه این سوال که میخوای چیکاره بشی یا رسالتت تو زندگی چیه یا هر سوالی شبیه به این چقدر احمقانه و مسخره ست، چقدر میتونه آدمو بندازه تو تله، میتونه این توهم را بوجود بیاره که تو بدون انجام دادن، میتونی برچسبت را تعیین کنی، ولی واقعیت اینه که تو باید اجازه بدی زمان بگذره، و شاهد این باشی که روزهات را چجوری میگذرونی، و اون برچسب رفته رفته ظاهر میشه و اگه نشد هم نه اهمیتی داره و نه ارزشی، کل چیزی که مهمه اینه که روزت را چجوری میگذرونی.

۹۸/۱۰/۰۳
الهه :)

تاملات