98-9-26

جدیدا آگاه شدم به تفکر غلطی که سال هاست دارم باهاش زندگی می کنم و سال هاست داره عذابم میده، و اونم اینه که "من" باید خوب باشم، "من" باید نمره ی خوبی بگیرم، من نباید خنگ باشم، من نباید بی عقل باشم، من نباید نابالغانه رفتار کنم، من نباید حرف مفت بزنم، من باید خوب بنویسم، من باید با هدف بنویسم

چرا اونوقت؟ مگه من کیم؟ یا چه تفاوتی با بقیه دارم؟ چرا بقیه مجازن خنگ و بی سواد و بی هدف باشن و من نیستم؟ چرا من باید خوب باشم؟

وقتی خوب فکر کردم، واقعا جوابی براش نداشتم، من تفاوتی ندارم، و در نتیجه مجازم خنگ باشم و نفهمم، مجازم حرفِ مفت و بی ربط بزنم و چرت و پرت بنویسم، مجازم بچه و احمق و متوقع باشم و حرفامو بی مراعات و بی فکر کردن به زبون بیارم، مجازم که کنار نکشم و کوتاه نیام و با بچگی تمام خواسته هامو به چنگ بیارم، و کلی مجازمِ دیگه، و در عین تمام اینا، مجازم که خودمو حرفامو و کارهامو ارزشمند و شایسته ی زنده بودن، شنیده شدن و دیده شدن بدونم.

این آگاهی حقیقتا میتونه یک نقطه عطف باشه در زندگیم.

 

+یه خاطره ای در ذهنم هست از دوران کارشناسی، که مصداق این تفکر عذاب دهنده ست که تمام این مدت به حق بودنش شک نکردم.

یه هم اتاقی داشتم که همه ی درساشو میفتاد و اصلا درس نمی خوند و وقتش را به بی اهمیت ترین و حماقت بار ترین کارها (از نظر من) می گذروند، در مقایسه با اون من درسخون حساب میشدم، و خب هیچ درسیم را نیفتاده بودم و فلان، ولی یادمه بعضی وقتا تو ذهنم به این هم اتاقی میگفتم که تو میتونی هر وقت که بخوای از نو شروع کنی و بچه ی خوب و درسخونی بشی.

ولی برای خودم کار رو از کار گذشته میدونستم، من نمیتونستم و نباید درسی را می افتادم، نباید نمره ی کم میگرفتم، برای من دیر بود، همون نمره ها را هم مجاز نبودم که بیارم، باید خیلی خیلی بهتر میوردم، باید نمره ی تاپ میشدم و بخششی در کار نبود، فرصتی داده نشده بود.

و الان دارم فکر میکنم چرا هیچ زمان از خودم نپرسیدم، چرا؟ چرا من فرصتی ندارم؟ چرا برای من بخششی نیست؟ چرا من باید شاگرد اول باشم؟

الهه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

در آدرس to-pass.blogfa.com هم در کنار این وبلاگ خواهم نوشت.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان