To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

Toy story 4

جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۸، ۰۸:۳۸ ب.ظ

یه قسمتی تو فیلمِ(انیمیشن) داستان اسباب بازی 4، هست، اون جایی که گبی گبی (که یه عروسکه) یه دختر بچه را تو شهربازی می بینه که یه گوشه وایساده و داره گریه می کنه (مامان باباشو گم کرده) و تصمیم می گیره که عروسکش باشه،  پس میره جایی میشینه که در دید بچه باشه و نقشه ش می گیره، بچه می بیندش و بغلش میکنه، و حالا همون بچه ای که تا لحظاتی پیش میترسید بره جلو و از کسی کمک بخواد، به گبی گبی (عروسک جدیدش) میگه: "کمکت می کنم" و این احساس مسئولیت بهش جرئت میده که بره جلو و از پلیس کمک بخواد.

این قسمت را من اگه هزار بار هم ببینم، بار هزار و یکم بازم گریه م میگیره. برام الهام بخشه و این پیام را داره که اگه میخوایی کمتر بترسی، اگه میخوایی بزرگ بشی، از خودت بیرون بیا، ببخش، کمک کن و مسئولیت بهتر کردن زندگی آدم هایی غیر از خودت را هم بر عهده بگیر.