To Pass

To Pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آموزشی» ثبت شده است

۱۶دی

+دیشب حین دیدن "فارست گامپ" همش داشتم به خودم فحش میدادم که چطور اینقدر عقب مونده ام که این فیلم را تا به حال ندیده ام، و میخواستم بیام و بنویسم که از خودم خجالت میکشم که الان دارم می بینمش، و اینقدر با فارست همذات پنداری کرده بودم و رفته بودم تو جلدش که چند جمله از یکی از پُست هام که به چشمم خورد، حس کردم فارست نوشته باشدشون، و با خودم فکر کردم که با این حساب کندذهن بودن و کندذهنانه نوشتن، هیچ ایرادی نداره. بعضا دلم می خواست به اندازه ی فارست در لحظه و بی هدف زندگی می کردم، به اندازه ی فارست، از خواست دلم و چیزی که ممکنه حالمو خوب کنه، خبر داشتم.

با این وجود، الان که به فیلم فکر میکنم، روند کلی فیلم در ذهنم هست، ولی هیچ دیالوگی آنچنان در ذهنم برجسته نیست، و نمیتونم مدعی باشم، فیلمی بوده که روم اثر گذاشته.


++ آیا کلمات سابجکتیو و آبجکتیو زیاد به گوشتون خورده اند؟ آیا هر بار خواستید با توجه به کانتکست، حدس بزنید که چه معنی ای میدن؟ آیا گاهی با خودتون فکر کردید که باید برید و معنی دقیقشون را سرچ کنید ولی یادتون رفته، و دفعه ی بعدی که به گوشتون خورده، خودتون را فحش دادید؟

خب بیایید تا براتون معنیشون را بگم، چون من فاینلی سرچشون کردم و متوجه شدم معنیشون با چیزی که من حدس زده بودم متفاوته.

وقتی یه چیزی، مثلا یه بحثی سابجکتیو هست، یعنی اینکه که هر کسی برداشت شخصی خودش را ازش داره، ولی آبحکتیو بودن یک بحث یعنی اینکه اون بحث در مورد واقعیت هاست و نمیتونه شخصی باشه.

ولی من همیشه فکر میکردم، سابجکیتوتر بودن یعنی ایده آل تر و انتزاعی بودن، به آرمانشهر نزدیک تر بودن؛ و آبجکتیو بودن به معنی ملموس تر و سطح پایین تر بودنه.


+++ تست خودشناسی قهرمان درون را دوباره زدم، به پیشنهاد یک دوست. این بار حس میکنم نتیجه ش خیلی دقیق تره، شاید چون بیشتر خودم را میشناسم. نتیجه ش را میذارمش اینجا، دور هم باشیم :) پیشنهاد میدم شما هم انجامش بدین.

بعله اینجانب جغد دانا هستم، مدیونید اجازه بدید دانشم بی استفاده بمونه، یالا بیایین منو بخونین :))


++++ این روزها بیشتر اوقات این شکلی هستم و در این پوزیشن:

پوزیشن خوبی نیست. غمگینم کرده. رنگ و رو و هیجان را از زندگیم گرفته. مدت طولانی در این پوزیشن نمونید.

(غرضم از نوشتن این پست هم فقط دگرگون کردن حال و هوام بوده، و گر نه که، خاطر حزین، شعر تر نمی انگیزه، و در مورد من حتی شعر خشک هم نمی انگیزه :) )