هنوز بیدارم، در حالی که از سرشب استرس اینو دارم که زود بخوابم چون فردا در خوشبینانه ترین حالت ممکن از ساعت 9 احتمالا صدای رادیوی صابخونه اجازه نخواهد داد که بخوابم (به اینقدر خواب و بیشتر از این نیازمندم چون از شنبه سرجمع 8 ساعت خوابیده ام). این مشکل اگرچه کوچیک و احمقانه ست ولی هنوز راه کنار اومدن باهاش را پیدا نکرده ام.

دلم نمیخواد بیش از این، اون آدمی باشم که به راحتی میشه ایگنورش کرد، ولی انگار هستم.

 

الهه :)
اینجا من با نوشتن، فکر میکنم، و امیدوارم که این نوشتن ها و فکر کردن ها، از وضعیت و موقعیت فعلی م عبورم بده و در مسیر زندگی پیشم ببره.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان