To pass

To pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

98-7-26-2

جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۸، ۰۹:۴۳ ب.ظ

از یه طرف من خونده و شنیده و چه بسا باور کرده ام که دنیای بیرون انعکاسی از دنیای درونت هست و برای تغییر دادن اون بیرون کافیه به تغییر دادن خودت فکر کنی و از خودت شروع کنی، من با قبول این حرف، همیشه تلاشم این بوده که برای بهتر کردن شخصیتم تلاش کنم و مسئولیت هر اونچه که اون بیرون تو زندگیم اتفاق میفته را بپذیرم و با دیدن هر مشکلی توی زندگیم سر رو در گریبان فرو کنم و دنبال یه مشکل در دنیای درونم بگردم و اون را حل کنم.

بعد از طرف دیگه بسیار برام ارزشمند بوده اونی باشم که امضای خودش را روی دنیا میزنه، و بودنش توی دنیا با نبودنش متفاوته، و همیشه متوجه بوده ام که آدم هایی امضای خودشون را روی دنیا میزنن و دنیا را عوض می کنن که خودشون را به اندازه ی کافی خوب و پرفکت می بینن و یعنی این نیاز که خودشون باید عوض بشن را حس نمی کنن و تلاششون دقیقا در جهت عوض کردن دنیای بیرون هست، نه دنیای درون.

هنوز و همچنان هم این برام سواله، و نمیدونم دقیقا وقتی میگن آدمیزاد مسئول زندگی خودش و اتفاقاتی که توش میفته هست، منظورشون چیه؟ هنوز نمیدونم کی محقم که خودم را تبرئه کنم، و انگشت اتهام را بگیرم به سمت اون بیرون و آدم هاش؟

ولی راستش در حال حاضر خسته ام از این سر در گریبان بودن و این فشاری که از اون زمان که مسئول همه چیز را خودم دونستم، روم بوده، خسته ام از بس به خودم اجازه ی جیک زدن، و طلبکار بودن نداده ام، خسته ام از ناکافی دونستن خودم، از این تواضع، از اینکه خودم را حقیر ببینم و قدرت را از خودم بگیرم چرا که قرار نیست و نباید بخوام که چیزی اون بیرون عوض بشه بلکه خودم باید عوض بشم. خسته ام از همه ی اینا و راستش به این نتیجه رسیده ام یکی از نشونه های عزت نفس حتی اینه که خودت را کافی و محق ببینی و طلبکار باشی و در نتیجه فکر میکنم بهتر باشه یه مدت وا بدم و طلبکاری پیشه کنم :)

۹۸/۰۷/۲۶
الهه :)

تاملات