98-7-26-2

از یه طرف من خونده و شنیده و چه بسا باور کرده ام که دنیای بیرون انعکاسی از دنیای درونت هست و برای تغییر دادن اون بیرون کافیه به تغییر دادن خودت فکر کنی و از خودت شروع کنی، من با قبول این حرف، همیشه تلاشم این بوده که برای بهتر کردن شخصیتم تلاش کنم و مسئولیت هر اونچه که اون بیرون تو زندگیم اتفاق میفته را بپذیرم و با دیدن هر مشکلی توی زندگیم سر رو در گریبان فرو کنم و دنبال یه مشکل در دنیای درونم بگردم و اون را حل کنم.

بعد از طرف دیگه بسیار برام ارزشمند بوده اونی باشم که امضای خودش را روی دنیا میزنه، و بودنش توی دنیا با نبودنش متفاوته، و همیشه متوجه بوده ام که آدم هایی امضای خودشون را روی دنیا میزنن و دنیا را عوض می کنن که خودشون را به اندازه ی کافی خوب و پرفکت می بینن و یعنی این نیاز که خودشون باید عوض بشن را حس نمی کنن و تلاششون دقیقا در جهت عوض کردن دنیای بیرون هست، نه دنیای درون.

هنوز و همچنان هم این برام سواله، و نمیدونم دقیقا وقتی میگن آدمیزاد مسئول زندگی خودش و اتفاقاتی که توش میفته هست، منظورشون چیه؟ هنوز نمیدونم کی محقم که خودم را تبرئه کنم، و انگشت اتهام را بگیرم به سمت اون بیرون و آدم هاش؟

ولی راستش در حال حاضر خسته ام از این سر در گریبان بودن و این فشاری که از اون زمان که مسئول همه چیز را خودم دونستم، روم بوده، خسته ام از بس به خودم اجازه ی جیک زدن، و طلبکار بودن نداده ام، خسته ام از ناکافی دونستن خودم، از این تواضع، از اینکه خودم را حقیر ببینم و قدرت را از خودم بگیرم چرا که قرار نیست و نباید بخوام که چیزی اون بیرون عوض بشه بلکه خودم باید عوض بشم. خسته ام از همه ی اینا و راستش به این نتیجه رسیده ام یکی از نشونه های عزت نفس حتی اینه که خودت را کافی و محق ببینی و طلبکار باشی و در نتیجه فکر میکنم بهتر باشه یه مدت وا بدم و طلبکاری پیشه کنم :)

الهه :)
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر می کنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

لینک تماس با من برای حرفای مخاطب فرضی فعاله :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان