...

در رابطه ای میمونم که به هیچ وجه نه نیازی و نه اشتیاقی در وجودم برای حفظ این ارتباط حس نمی کنم، داره ازم استفاده میشه و در عین حال باید ناز هم بخرم، و به کل چیزی جز رنج از این ارتباط عایدم نشده و نمیشه، می پرسی چرا میمونم؟ چون میخوام به خودم ثابت کنم میتونم یه ارتباط موفق داشته باشم! و حالا من ازت میپرسم، آیا کسی میتونه به من از من دشمن تر باشه؟ :)) (میدونی چرا خنده داره؟ چون این دشمنی مربوط به گذشته ست، گذشته ای که توش به این دشمنی اشراف نداشته و ازش آگاه نبوده ام، حالا که آگاهم و به این سادگی بیانش میکنم، یک الهه ی جدیدم :) که دیگه قصد همچین دشمنی ای با خودش نداره، و میتونه به الهه ی احمق گذشته ها بخنده :)) )
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان