...

یکی از مصادیق اینکه تا زمانی که اصرار داری هدفی را به کودک درونت تحمیل کنی پیشروی ای امکان نداره اینه که مثلا من اصرار داشته ام وبلاگم یا ارزش ادبی داشته باشی یا به لحاظ رشدِ فردی حرفی برای گفتن داشته باشه، ولی خب در این دو زمینه هیچ زمان پیشرفت آنچنانی نداشتم، کارِ من نبودن، لزومی هم نداشت که اینا را انجام بدم، اینا در حال حاضر نه منو بیان میکنن که جزء علایقم باشن و نه توشون استعداد خدادادی ای دارم. من برای فلسفه بافی و دادن نظریه های ایده آلیستیک و غیرعملی و انتزاعی آفریده شده ام، چرا به همینا نپردازم و در همین ها رشد نکنم؟ چرا بیشتر از اینها در وصف آرمانشهرم ننویسم و حالشو نبرم؟ چرا در مورد هر ایده ی تصادفی ای که فکر میکنم در مورد حرفی دارم ننویسم؟

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان