...

+از موقعی که تو بورس فعالم، تمام زندگی و احوالاتم را شبیه بورس و این بالا پایین شدن قیمت های سهام ها می بینم، که پسِ هر افتی یک خیز هست و هر خیزی باید تعدیلی به همراه داشته باشه، ولی در کل وقتی به نمودارش نگاه کنی، با وجود تمام این افت و خیز ها رشدش مثبتی بوده. این واقعا هم صبورترم کرده و هم خوشبین تر.


++با وجود اینکه عمیقا احساس اضطرار میکنم برای حرف زدن با مامی، ولی هنوز باهاش حرف نزده ام، هنوز قهرم. نمیدونم این قهر قراره چه نتیجه ای بده، آیا ممکنه باعث شه بالغ وجودش به کار بیفته و غر زدنای تکراری بی نتیجه (که خودش حس میکنه خیلی مفید هستند و همینه که خیلی منو عصبانی میکنه) را بس کنه؟ بعید میدونم.

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.
آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان