...

داشتم با خودم فکر میکردم چه حیف که نمیشه حق بعضی ها را کف دستشون گذاشت، گل بعضی ها مشت و لگد کم خورده، این کمبود باید جبران بشه.

که صدای جنبه ی اخلاقی وجودم بلند شد که تو در حدی نیستی که ملت را محاکمه، قضاوت و مجازات کنی، تو خدای اونها نیستی، در متن زندگی و تجربه هایی که داشته اند نبودی، نمیتونی حقی براشون تعیین کنی، و دیدم پر بیراه نمیگه.

ولی میدونی اخلاقی بودن تا زمانی که یک تحمیل ذهنی باشه و از درونت سرچشمه نگرفته باشه، در صورت میسر شدن  باعث میشه از اون به بعد سختگیر و سختگیر تر شی.


"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.
آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان