...

تنها ایرادی که به یقین بهم وارده، سختگیر بودنه :) به تجربه بهم ثابت شده، پایبند بودن به معیارها و کیفیت هایی که از آدم ها انتظار دارم، حتی اگه در چشم خودم کاملا بدیهی و ساده باشه، برای اکثریت سخته، خیلی سخت و غیر قابل درک. و اگه قرار باشه بر اساس این معیارها آدم هایی که میخوام باهاشون در ارتباط باشم را غربال کنم، هیچ کسی نمی مونه.

ولی نمیدونم همچنان به این انتظارات در نظرِ خودم، حداقل، مقید بمونم یا بیخیالشون بشم.

البته اگه قرار باشه راحت گرفتن را تمرین کنم، باید اول از همه، به خودم کمتر سخت بگیرم.



پی نوشت بیربط 1: دیگه در اوج نیستم، کنار گذاشته شده ام، و این بیشتر از هر چیزی آزار دهنده ست.

پی نوشت بیربط 2: آزار دهنده ی شماره 2 هم اینه که بورس همیشه همینقدر گل و بلبل نمیمونه، آوه، ای کاش میموند.

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.
آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان