shut up then

تک مصرعِ "مباش در پیِ آزار و هر چه خواهی کن"، یکی از ستون های استوار زندگی منه، و از زمانی که شنیدمش بهش تکیه دارم و سعی کردم در همه ی تصمیماتم لحاظش کنم، وبلاگنویسی و نوشتن هم یکی از اونهاست.

و عقیده ی خودم اقلا اینه که تا به حال هم ازش تخطی نکرده ام، ولی اگه جایی این اتفاق افتاد، کاملا پذیرای اینم که با کسی که با نوشته هام آزارش داده ام، مباحثه کنم و اگر که واقعا به این نتیجه برسم که حرفش منطقیه و مشکل واقعا از نوشته ی منه نه از فکر او، سعی خودم را برای اصلاح به کار بگیرم.

در غیر اینصورت، ذره ای ارزش و احترام برای کسایی که به طرزی عقده ای وار، هجوم میارن و شروع میکنن به اشکال گرفتن از خودم یا نوشته هام، قائل نیستم و حرفاشون برام از ایگنور شدنی ترین هاست، حتی اگه جوابشون را محترمانه بدم صرفا به این دلیله که میخوام شرِشون هر چه زودتر کم شه، و البته که نمیخوام با هر موجود لجنی ای کُشتی بگیرم. در حدِ من نیست.

کسی میتونه منو نقد کنه و انتظار داشته باشه به حرفاش توجه کنم، که از من بزرگتر باشه و عمرا کسی که با فحش و قصدِ تخریب میاد جلو را بزرگتر از خودم نخواهم دونست و باید بدونه که کاری از پیش نمیبره و بهتره ببره بساطشو جای دیگری پهن کنه، اینجا تنها چیزی که عایدش خواهد شد، ترحمِ با انزجار خلط شده ی من خواهد بود.

من خودم را هم از لحاظ اخلاقی، و هم از لحاظ قانونی برای وبلاگنویسی موجه میدونم، و باور دارم که عمرا کسی بیشتر از من به هدفِ وبلاگنویسی فکر نکرده، از مفید بودن یا نبودن نوشته هام هم خودم از هر کسی آگاه ترم، همچنین از نقاط قوت و ضعفم.

لازم دونستم که تمام فحاش های احمق اینا را بدونن.

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.
آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان