To Pass

To Pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

بایگانی

97-10-21-2

جمعه, ۲۱ دی ۱۳۹۷، ۰۷:۵۵ ب.ظ

دیگه راس راسی تصمیم دارم به برنامه ریزی اهمیت بدم و روزانه بهش زمان اختصاص بدم، به این صورت که هر شب برنامه ی مختصری از کارهایی که روز بعد باید انجام بدم را یادداشت کنم.

نه به این خاطر که بهره وری روزانه از زمانم را ببرم بالا، یا تبدیل به آدم موفقی بشم یا در جهت فلان هدف پیشرفت کنم. فقط برای اینکه در طی روز در برابر کارایی که باید انجام بدم، مقاومت درونی نداشته باشم، و هر بار فلسفه ی زندگی را از ابتدا مرور نکنم و نخوام که رسالت زندگیمو از نو کشف کنم و بررسی کنم که آیا کاری که میخوام انجام بدم در جهت این مهم، هست یا نه! :) آره تنها دلیلم برای برنامه ریزی همین اندازه مضحکه! :)


+آدم های گشوده و باظرفیت عشقند، کسایی که بهت اجازه میدن حرفاتو بزنی و سرکوبت نمی کنن و البته به سرعت هم ازت ناامید نمیشن، رفیق آمریکا رفته م، از این دسته ست، و این دو روز که همدیگه را در جریان اخبار لحظه به لحظه ی زندگیمون میذاشتیم، از نو عاشقش شدم.

در عوض یه رفیق دیگه دارم، در ارتباط باهاش حس میکنم با چوب دستی ایستاده بالاسرم و منتظره کوچکترین اشتباهی ازم سربزنه، یا از حرفم ذره ای بوی غم یا ناراحتی بشنوه تا در کمال خیرخواهی و صمیمیت، فَلَکم کنه. گاهی که این رفتارهاش به خاطرم میاد، حالم ازش بهم میخوره و دلم میخواد چوبدستیشو ازش بگیرم و تمام هیکلشو باهاش کبود کنم.


++ یه آدم خِنگ که وقعی به گوش دادن نمیده، صداش زیادی خسته و بی انرژیه، هر از دقیقه قادره یک کلمه به زبون بیاره و حس میکنه اینکه بلده شکایت کنه و از بدی های سیستم و حکومت بگه، جذابش می کنه، میتونه انرژی منو در 5 دقیقه ی اول مکالمه تماما بمکه.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۲۱

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">