To Pass

To Pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

بایگانی

97-10-14

جمعه, ۱۴ دی ۱۳۹۷، ۰۱:۰۰ ب.ظ

آیلین، خواهرزاده م رفته کلاس رقص. دیشب میخواستیم رقصش را ببینیم و نمی رقصید، ولی بالاخره وقتی دید من و باقی خواهرا و خواهرزاده ها جلوش ایستادیم و منتظریم که بهمون یاد بده، راضی شد. آذین، خواهرزاده ی دیگه م، دخترِ خواهر دیگه م هست. اونم توی جمعمون بود، و داشت با شیطنت خاص خودش حرکات آیلین را در عین تقلید تحریف میکرد، بهرحال اختلاف سنیش با آیلین دو سال هست و حسادتش به توجهی که همه ی ما داشتیم نثار آیلین می کردیم، طبیعی بود. ولی مامانش در عین بی احتیاطی و بی انصافی، بهش نهیب زد که آذین دیوونه بازی درنیار، درست برقص! و آذین، جوری که در اون همهمه کسی متوجهش نباشه، کشید کنار، و نشست و تلاش کرد با لبخند بغضش را بپوشونه.

نظیر این صحنه هر پنج شنبه تکرار میشه، و من پنج شنبه ها، به جای اینکه از دور هم بودنمون لذت ببرم،از تکرار این بغض های سرکوب شده، میترسم و غمگینم.

خواهرم پناه خوبی برای بچه هاش نیست، قبول داره ولی کاری در جهت عوض شدن نمی کنه، و نمیدونم من چیکار میتونم بکنم؟


+علاوه بر این، فکر به اینکه مجبور شم برم با کسایی هم خونه شم که حضورمو به اکراه قبول می کنند، از دیروز اذیتم میکنه.

نظرات  (۱)

خوبه والا.زمان ما رقص نبود.همش کلاسای قرآنی و شعر و نقاشی و خطاطی بود تازه موبایلم نداشتیم زنگ میزدیم به تلفن ثابت خونه همدیگه. 
الان تبلت و رقص و...معلوم نیست داریم به کجا میرویم؟!!!
پاسخ:
به نظر شما به کجا داریم میریم؟ بده یا خوبه؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">