To Pass

To Pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

بایگانی

خاله ی مهربونی که من باشم

پنجشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۷ ق.ظ

از صبح که آیلین (خواهرزاده ی 8 ساله م) اومده اینجا، اینجانب مشغول آنلرن کردن خزعبلاتی هستم که در مورد بهشت و جهنم و شیطان و اینجور چرت و پرت ها تو مغزش فرو شده، و به شدت کنجکاوش کرده! برام تعریف میکنه که گوشی مامانش را قایمکی برمیداره میره تو اتاق، عکس شیطان و جهنم و کوفت و زهرمار سرچ میکنه. خب البته که تلاش های من (که آنچنان هم زیاد نبودند) ذره ای نتونستن تاثیرگذار باشند و در انتها فقط خودمو عصبانی کردند و برای بار هزارم به این نتیجه رسوندنم که خودم در طی زندگی چه بچه ی خوبی بودم و جز برای خیالات و تصورات خودم، برای هیچ جرفی که از بیرون بهم تحمیل میشد، ارزش قائل نبودم و در موردش کنجکاو نمیشدم (شایدم الان اینطور فکر میکنم.)

ولی واقعا ارتباط مثبت و موثر با بچه ها، پروسه ایست بس سخت و کالری سوز.

من واقعا نمیدونم این مفاهیم را چطور باید برای بچه توضیح داد که با چیزایی که قراره تو مدرسه یک عمر تو گوشش خونده بشه کاملا متناقض نباشه و در عین حال تاثیرشون را به کمترین میزان ممکن برسونه؟ و همچنین منو هم زیاد خسته نکنه.

بهش میگم جهنم واقعا وجود خارجی نداره و یه چیزیه که ما در درونمون حسش خواهیم کرد، مثلا وقتی کار بدی میکنیم و عذاب وجدان داریم، انگار که تو جهنم هستیم. بعدش ازم میخواد عذاب وجدان را براش توضیح بدم، توضیحش که دادم میگه ولی من هر چقدر هم کارای بد کرده ام هیچ زمان عذاب وجدان نداشته ام، هیچ زمان حس نکردم که تو جهنم هستم، میگم کارای تو خیلی هم بد نبودن، کارای بچه ها بد نیستن، و پیش خودم فکر میکنم این حرفم ممکنه کلی ساید افکت داشته باشه، بهش میگم ببین جهنم یه "نشونه" ست فقط، ساخته ی ذهن بقیه ی آدما، و بر واقعیت منطبق نیست، مثل اینکه تو دریا را ندیده باشی و من بخوام برات توصیفش کنم، ولی از چشماش میخونم که متوجه نشده چی دارم میگم، 

ادامه پیدا کردن همچین بحثی و تلاش من برای در نظر گرفتن تمام ابعاد قضیه و دادن یه جواب درست و حسابی به بچه، میتونه در طی ربع ساعت انرژی منو به پایین ترین سطح ممکن برسونه :( اونموقعست که بحث را بیخیال میشم و موضوع سرچ هاش را میبرم زیر سوال و میگم اینا چیزایی نیستن که تو باید در موردشون کنجکاو باشی، قصه بخون، شعر بخون، نقاشی بکش و صحنه را ترک میکنم.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">