To Pass

To Pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

بایگانی

responsibility vs fault

سه شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۱۱ ب.ظ

وبلاگی هست که مدت هاست میخونمش، نظرم راجع به نویسنده ش مثبته و از خیلی لحاظا دوست دارم شبیهش باشم. از نظر من شخصیتی مستقل، توانا در مدیریت و قابل احترامه، و البته که خیلی هم خوب میتونه حرف بزنه. با این وجود تا به حال که زندگی به کامش نبوده، و طبق پیش بینی های من از این به بعد هم نخواهد بود، چرا که درست شدن زندگی را از کنترل خودش خارج می بینه، اصرار داره که اگه زندگی جوری نیست که میخواد، اگه هر مشکلی هست، به خاطر کم کاری بقیه ست، به خاطر فهم اندک بقیه ست.

در طی تمام پست هاش کاری که میکنه اینه که خودش را تبرئه و از عذاب وجدان رها کنه، همیشه شروع میکنه، مشکل را میگه، در ادامه ش از خودش تعریف کنه و به خودش اثبات میکنه که هر کاری میتونسته انجام داده، و در انتها به این نتیجه میرسه که پس مشکل از بقیه ست.

اصرار داره که از زندگیش شاکی یا ناراحت نیست، ولی معلومه که هست، و گر نه اینهمه حرف زدن برای چیه.

طبیعیه که دوست نداره حتی برای زندگی خودش، تقصیری را به گردن بگیره، چون باور به مقصر بودن ناراحت کننده ست، عذاب آوره، چیزی که من زیاد تجربه ش کردم، من یاد گرفته بودم که همیشه بگم مقصر خودمم و باید مشکل را حل کنم. 

طرز فکر من این خوبی را داشت که کنترلِ زندگیم را در دست خودم می دیدم، و بهترش میکردم، مشکلاتش را حل میکردم، به اصطلاح قربانی نبودم هیچ زمان، ولی از طرف دیگه به خاطر اینکه همیشه این حس را داشتم که مقصرم، همیشه هم تو خودم بودم، غمگین بودم، و البته که اعتماد به نفس را هم ترکونده بودم. 

با این حساب به نظر میرسه حتی بهتر کردن زندگی تاثیری رو احوال آدم نداره و تفاوتی را باعث نمیشه. مقصر دونستن دیگران یه سری مزیت ها داره و مقصر دونستنِ خودت، یه سری مزایای دیگه، ولی هر دو تاشون این عیب بزرگ را دارن که احوالت را خوب نمیکنن و در نتیجه هر دوی این سناریو ها منتهی به شکست هستند.

چه کنیم پس؟ غیر از خودمون و بقیه، کسی هم هست که مقصرش بدونیم و در عین حال مشکلاتمون هم حل بشه؟ نه نیست.

پس درمون درد ما چیه؟ این درمان را مطمئنا تا به حال شنیدیم، منتها بهش توجهی نکردیم، خودِ من هم توجه نکرده بودم تا زمانی که خودم مجبور شدم بهش برسم. درمان این بود که کلمه های مقصر و تقصیر را به کل از گنجینه ی لغاتمون حذف کنیم، دنبال هیچ مقصری نگردیم، هیچ کسی مقصر نیست، نه ما و نه بقیه. منتها هر کسی برای زندگی خودش مسئوله، که راهی برای بهتر کردنش و برای حل مشکلاتش پیدا کنه و این مسئولیت هیچ زمان و در هیچ موقعیتی از ما سلب نمیشه.

ما مسئولیم ولی مقصر نیستیم، افسار زندگیمون در دست خودمونه، و بهتر کردن زندگی یه چالشه برای تزریق حسِ زنده بودگی به وجودمون. بودن مشکل در زندگیت به معنی بودن مشکل در وجود تو نیست، و لازم نیست به خاطرش شرم یا گناهی را حس کنی، سرت را بالا بگیر، قدرت را حس کن و مشکلاتت را قدرتمندانه حل کن.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">