To Pass

To Pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

بایگانی

97-9-26

دوشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۷ ق.ظ

+امروزم با حس توام خشم و تنهایی شروع شده.

دلم برای تلگرام و حرف زدنِ توش، تنگ شده :)


++بعضی از وبلاگ های اتفاقا با سابقه را باز می کنم، هم ظاهر وبلاگ و هم کلمات و جملات و عکس ها، حال و هوای خاصی دارن، یه حال و هوای با احساس و هنری و ادبی، و شده موقع خوندن خیلی از پُست هاشون، فکرم مشغول بشه و دلم بخواد بفهمم این پُست دقیقا چجوری نوشته شده و نویسنده ش چجور آدمیه، و چه فازی داره؟ و آیا هیچ زمان میرسه که من بتونم همچون چیزی بنویسم؟ 

ولی چیزی که برام جالبه اینه که هیچ زمان هیچ کدوم از اون جملات و کلمات و تصاویر و حس و حال ادبی تو حافظه ی بلند مدتم ثبت نمیشه. و عمر اون وبلاگ و اون حال و هوا در ذهن من، دقیقا تا زمانی دوام داره که اون وبلاگ بازه و دارم میخونمش و به محض اینکه بستمش همش دود میشه.

من احتمالا موجودی آنچنان با احساس و هنری نیستم، و احتمالا ادبیاتم هم آنچنان مشتری نداشته باشه، ولی وقتی به بی تاثیر بودن تمام اون جملات و تصاویر زیبا و حس و حال هنری فکر میکنم، یاد اون روزهای اوایل وبلاگنویسیم، سال ها پیش میفتم، که اصرار داشتم زیبایی را به سالادِ کلماتم تحمیل کنم.


+++کتاب "میم و آن دیگران"ِ محمود دولت آبادی، را دو سه روز پیش سفارش دادم، و الان تو بسته ی پُستی مقابل چشمان غافلگیر شده مه :) گفته بود 4 تا 7 روز طول میکشه تا برسه به دستم.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">