To Pass

To Pass

"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.

بایگانی

صدای سخن عشق

چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۸ ب.ظ
گوش دادن قسمت دوم این پادکست فنامنا(که تجربه ی دو نفر در مورد عشق بود) برام واقعا سخت بود، هر بار ده دقیقه شو گوش می دادم، ضربان قلبم می رفت بالا، عصبانی می شدم و حس میکردم بهم بی احترامی شده، در حقم جفا شده یا همچین چیزی. و نمیدونستم دقیقا چی داره اذیتم میکنه، امروز بالاخره بعد از اینکه کلی خودمو در طی این دو سه روز اخیر، روانکاوی کرده بودم، تونستم انتهاشو گوش بدم و آروم باشم :)
خب در طی روانکاوی هام، به شناخت جدیدی از خودم و مقوله ی عشق رسیدم که میخوام اینجا بنویسم. 
من حساسیت داشتم به اینکه کسی دعوی عاشقی داشته باشه، و راحت در موردش حرف بزنه. اولا اینکه از نظرم بحث در مورد عشق بحث لوس و واداده و رواعصابیه، چرا که خود این کلمه ی "عشق" زیادی لوس و تکراریه، و اونقدر در هر موردی به کار رفته که معنی و تقدس و ارزش خودش را از دست داده. دوما از نظر من ادعای عاشقی ادعای گستاخانه ایست، و کسی که این ادعا را میکنه، زیادی به خودش و تجربیاتش، خوشبینه، و از اونجایی که روحیه ی کمالطلب من اجازه ی خوشبین بودن را بهم نمیده، از آدمای زیادی خوشبین، حرصم میگیره. اینجانب هنر عشق ورزی اریک فروم، آیین دوست یابی دیل کارنگی، یه کتاب از اوشو در مورد عشق، و دو سه تا کتاب دیگه در این مورد خوندم، و تمام تلاشمو کرده ام که در عشق ورزی هام صادق و بی توقع و قدرتمند بمونم و به ارزش های والای عشق پایبند باشم، با این حال هیچ زمان به خودم اجازه ندادم مدعی عشق باشم، و حالا تو این پادکست، دو نفر، این ادعا را دارن، چه غلطا!

ولی بالاخره بعد از اینکه قسمت بیشتری از حرف هاشون را شنیدم تونستم به صادقانه بودن ادعاشون ایمان بیارم. و البته فهمیدم ادعای این تجربه، ادعای گستاخانه ای نیست، چون در بُعدی که رابطه ی خاص بین دو تا آدم مدنظره، معنیش این نیست که طرف قدرتمنده، بزرگواره یا به خوبی عشق میورزه، معنیش اینه که طرف، بدون اینکه خودش نقشی داشته باشه، به شدت شیفته ست، خیلی خیلی شیفته، تا حدی که در حضور معشوق از شدت شیفتگی، مثل کسیست که شیشه (متامفتامین) مصرف کرده و البته در نبودش هم به اندازه ی معتادی که مواد بهش نرسیده، خماره! 
البته که این حد از شیفتگی را من هیچ زمان تجربه نکردم، و البته که این چیزی نبوده که در کنترل خودم باشه، پس میتونم آروم باشم :))
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۱

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">