Are you kidding me?

چند روز پیش، به طور تصادفی، به وبلاگی هدایت شدم که کاش نمیشدم! :)) چطور آخه؟ چطور یه آدم میتونه صرفا با کلماتی که اصلا خطاب به من هم نوشته نشدن، اینطور بره رو مخ من، هوم؟

طرف صراحتا و صادقانه تاکید کرده که بسیار نیاز داره دختری همدل و همراهش باشه، و متاسفانه الان نیست، و دلیل این نبودن حدس میزنید چی باشه؟ بعله، نافهمی و بیشعوری دخترها، اینطور که ایشون تشخیص داده اند، و مدام هم در مورد ابعاد این نافهمی و بیشعوری پُست میذاره.

خب البته تا زمانی که تشخیص چرخه ای که معیوب بودنش از روز هم روشن تره، اینقدر براش سخته، عمرا نظرش در مورد دخترا اون چیزی باشه که آزارم میده.

الهه ۰ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.