زوربا باش، قبل از بودا شدن

یکی از باور های خوبی که این روزها میخش رو تو خودآگاه و ناخودآگاهم کوبیده ام (یا بهتره بگم نتیجه ی اون باور (البته که هر دوش یکی هستند))، اینه که به کمتر از چیزی که میخواسته ام رضایت ندم. من شایسته ی تمام چیزهایی هستم که تمناش تو دلم هست. مهم نیست شواهد چی رو نشون میدن، مهم نیست بقیه آیا باور دارن که من بهش میرسم یا نه، مهم نیست در نظرشون خواسته م چه اندازه خنده دار و نامتناسبه، من بهرحال کوتاه نخواهم اومد اگرچه تا به حال استاد کوتاه اومدن بوده ام.
همیشه کوتاه اومدم، چون کوتاه اومدنو بهم یاد داده بودن، چون این فکر تو مخم فرو شده بود که ارزشش را نداره، البته که ارزشش را نداره، هیچی ارزشش را نداره، ولی دلم میخواد مسیر رسیدن به چیزهایی که میخوام را برم و وقتی به دستشون اوردم، در اوج ازشون صرف نظر کنم، و در نتیجه ش با اطمینان، قدرت و ایمان بیشتری بگم که ارزشش را نداره. :)

+نکته ی دیگه ای هم که هست اینه که خواسته ها و مقصد هایی که تو ذهنمون تعیین میکنیم به زندگی ما جهت میدن، و به ما انگیزه ی حرکت، اگه سفت به خواسته ت نچسبی و بدونی که امکان کوتاه اومدن هست، جهت و انگیزه ی حرکت را از دست خواهی داد، دیگه به هیچ سمتی کشش نخواهی داشت و سردرگمی، و امان از این سردرگمی که من سالها عمیقا چشیدمش.
الهه ۱ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.