97-9-13

بارها اتفاق افتاده در موضع اون کسی بودم که چیزی داشته که میشده ازش درخواست کرد، حالا حتما قرار نیست اون چیز، چیز خارق العاده یا بزرگی باشه، فرض کنیم مثلا کسی توجه منو میخواسته و البته من اینو بعد ها فهمیدم، و فهمیدم که این بشر، داشتنِ توجه منو به هر دلیلی باور نداشته، برای همین به دست اوردنش را، از کنترل خودش خارج دیده و چون مغرور تر از اونی بوده که طاقت شنیدن نه را در جواب داشته باشه، به خودش زحمت اینو نداده که درخواست کنه، و منتظر شده که من حالا از عالم غیب بفهمم چی نیاز داره و داوطلبانه اونو بهش بدم و خب این اتفاق نیفتاده، در حالی که شاید اونموقع، فهمیدن اینکه کسی به هر دلیلی بهم نیاز داره، به من هم حس ارزشمندی میداد و از دونستنش خوشحال میشدم و با کمال میل تمام توجهمو در اختیارش میذاشتم.

وقتی همچین چیزی را میفهمم، به همه ی مواردی فکر میکنم که خودم را برای داشتن یا خواستنشون محق نمیدونم یا به هر دلیلی داشتنشون را باور ندارم و به خودم می قبولونم که باید با نداشتنشون بسازی شاید در آینده ای دور تر بتونی به دستشون بیاری، در حالی که واقعا تفاوتی وجود نداره بین من و اون کسی که برای داشتن خواسته هاش، مرغش یه پا داره و تا به دستشون نیاره به کمترش راضی نمیشه. و این میشه که بعضا می بینم، یه سری از چیزهایی که در زندگی خیلی از آدم ها جزء ساده ترین ها و بدیهی ترین ها هستند، در زندگی من یافت نمی شن و بدتر اینکه این یافت شدنشون را از کنترل خودم خارج می بینم، و حس میکنم کاری از دستم برنمیاد برای به دست اوردنشون، در حالی که اینطور نیست و کافیه من بخوام و برای خواسته م مصر باشم، مطمئنا قدرت برتر هستی وقتی اشتیاق و جرئتم برای خواستن را ببینه، با کمال میل چیزایی که میخوام را بهم تقدیم خواهد داشت.


+یکی از این موارد پرایوسی و داشتن حریم خصوصیست در کمترین میزان ممکنش حتی :)) و یکی دیگه ش حمایت شدنه و اینکه گاهی (فقط گاهی) نازم خریدار داشته باشه! :)

الهه ۰ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.