...

این روزها زیاد میشنوم که همه از توضیح دادن خودشون خسته ان، اینو کاملا درک میکنم، و خوشبختانه خودم موفق شده ام دست بکشم از توضیح دادن. میدونی من اینطوری فکر میکنم به این قضیه که اگه کسی به من یا سبک زندگیم علاقمند باشه، خوشش بیاد ازم، دوستم داشته باشه یا بهم اعتماد کنه، در وهله ی اول تا هزارم، داره به خودش لطف میکنه و اثرات مثبت این احساس مثبتش در زندگی خودش نمودار خواهد بود، حالا شاید در وهله ی هزار و یکم، منم یه خرده ذوق کنم. البته که این ذوق کردنای یه ذره تا زمانی که خودم از خودم راضی نباشم ارزشی ندارند.

در نتیجه اگه کسی نمیخواد این لطف را در حق خودش بکنه و منو دوست داشته باشه، خب منم نمیتونم براش کاری بکنم. :)) نه جدی؟ you know what i mean?

البته پیش میاد که در حال توضیح دادن باشم، و اونموقع آگاهم به اینکه در حقیقت دارم برای خودم توضیح میدم، و اونی که نارضایتیش رو اعصابمه، کسی نیست جز خودم.



+مثلا الان که خودم حس میکنم دارم چرت و پرت میگم، احیانا اگه هم ازم تعریف بکنید، بی فایده ست! ولی شما کوتاهی نکنید :)

الهه ۰ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.