...

+میدونی از اون روزی که به خودم اجازه دادم که گاهی شاکی باشم، غر بزنم، بچه باشم، دریافتم که عه، دیگه محکوم شدنم به این ویژگی ها از جانب هیچ کس دیگه ای اذیتم نمی کنه، و همچنین تمام آدم هایی که در گذشته به خاطر دادن این برچسب ها بهم، نامهربون و عوضی ارزیابی شده بودن، یدفعه ای در نظرم مهربون شدند و چهره ی دوستانه ای پیدا کردند. برای همینه که میگم ما در رابطه با آدم ها، در حقیقت با اونها در ارتباط نیستیم، با تصویری از خودمون در اونها در ارتباطیم. فکر میکنم از این به بعد هر بار که حرفی آزارم داد، باید ببینم کجا دارم به خودم سخت میگیرم، و چجوری شل تر کنم :)


++دقایقی پیش چند قسمت از فرندز را برای بار nام دیدم، چقدر این سریال میتونه خوب باشه که بعد از nامین بار هم تمام اکت ها از نظرم طبیعی و البته به شدت خنده دار باشن؟ :) در عین حال به چیزی دقت کردم که این خارجکیا، چقدر در هندل کردن این قضیه که کسی ازشون خوشش نیاد، خوب عمل میکنن. بشخصه اگه کسی ازم خوشش بیاد (منظورم به لحاظ ظاهری)، تا آخر عمر دوستش خواهم داشت فارغ از اینکه واقعا مورد پسند من باشه یا نباشه، و برعکس اگه کسی خوشش نیاد تا آخر عمر ازش متنفر خواهم بود. :)) و بعد داشتم فکر میکردم به اینکه، چرا؟

دو مورد به ذهنم رسید: 1- اینکه من برای خودم حق انتخاب و پسندیدن آدما را قائل نیستم، از نظر من بی انصافی و غیر انسانیست اینکه از ظاهر کسی خوشت نیاد، و حتی اگه خوشت نیاد هم ..ونت پاره (من خیلی بی ادبم، میدونم)، باید خوشت بیاد و باید این خوش نیومدن را در خودت سرکوب کنی! با این حساب از نظرم تمام اونایی که به خودشون اجازه میدن از من خوششون نیاد، خیلی وقیح و واداده و بیشعور و بیرحمند. در این مورد شاید اگه به خودم هم اجازه بدم کسایی را بپسندم و کسایی را نه، اونموقع بتونم کسایی را که ازم خوششون نمیاد را هم دوست بدارم! (ولی قول نمیدم) 2- توجه نمیکنم به اینکه مورد پسند کسی نبودن (به لحاظ ظاهری) مترادف زشت بودن نیست، تو فقط با سلیقه ی اون بشر جور درنمیای، و ایرادی نداره عزیزم، ممکنه با سلیقه ی خیلیای دیگه جور دربیای! :)) میدونی این کلا احمقانه ست که ما یه رنکینگ در نظر میگیریم برای همه چیز، و هر کسی توی این رنکینگ نمره ای میگیره، و یکی میتونه زیباترین باشه! نه، مقایسه ای امکان پذیر نیست، ما با هم متفاوتیم، برتر بودن و زیباتر بودن معنا نداره.

یه چیز دیگه هم که فکر میکنم میتونه کمک کنه، شخصی نکردن این قضیه ست، اینکه وقتی کسی مستقیم یا غیرمستقیم بهت گفت زشتی، به جای اینکه فکر کنی قصوری در تو یا کار تو هست، به این فکر کنی که این واقعا مسئله ی تو یا قیافه ی تو نیست، قیافه ی تو همونیست که هست، چیزی که واقعا ایراد داره و باید تصحیح بشه، طرز فکر خودِ طرفه. قیافه ی تو مثل حقیقته، و نظرات بقیه مثل معنی ایست که به این حقیقت دارن میدن، نظر اونا فقط نظر خودشونه و نمیتونه حقیقت را عوض کنه یا چیزی بهش اضافه کنه یا ازش کم کنه.

الهه ۰ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.